All posts filed under: تالیف

Talif

تاریخ تحلیلی جنبش کارگری ایران

تاریخ تحلیلی جنبش کارگری ایران


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


محوری‌‌ترین بحثی که میان جناح چپ و دموکرات‌‌ سوسیالیست‌‌های ایران حاضر در «جنبش مشروطیت» وجود داشت عبارت از این بود که در شرایط طفولیت سرمایه‌‌داری در ایران – آن‌‌هم در وضعیتی که بعضا برای راه اندازی بسیاری از صنایع نیازمند سرمایه‌‌گذاری خارجی است- و متعاقب آن طفولیت «پرولتاریای صنعتی» تا چه حد می‌‌بایست جنبش سوسیال دموکراسی بر «وجه سوسیالیستی» انقلاب تأکید بگذارد و تا چه حد بر «وجه دموکراتیک» آن؟ اینکه در چنین وضعیتی «مبارزه علیه سرمایه خارجی» ارتجاعی ست یا مترقی؟

روژاوا: نگاهی از درون

روژاوا: نگاهی از درون


نوشته‌ی: یحیی مرادی


آیا حقیقتا در روژاوا دموکراسی بی‌دولت حاکم است؟ آیا در روژاوا انقلاب زنان در رادیکال‌ترین شکل خود به وقوع پیوسته است؟ آیا روژاوا همان منطقه‌ای است که قرار است بار تاریخی مبارزات ضد امپریالیستی یا ضدسرمایه‌داری را به دوش بکشد؟ مثل انقلاب اکتبر؟ یا انقلاب چین؟ یا آیا فلسطینِ قرن بیست و یکم است؟ آیا در روژاوا حقیقتاً انقلابی اجتماعی رخ داده؟ به این معنا که دگرگونی طبقاتی اتفاق افتاده است؟ یا تنها انقلابی سیاسی یا شاید محدودتر، انقلابی در عرصه‌ی حق عمومی اقلیت‌ها در کاربست زبانی‌شان ایجاد شده است؟

آثار مارکس در زبان فارسی

آثار مارکس در زبان فارسی


تهیه و تنظیم: یاشار دارالشفاء


راه زیادی طی شده تا همین میزانِ موجود از آثار مارکس به‌زبان فارسی به‌دستان ما رسیده‌است. ترجمه‏‌هایی دقیق، نادقیق، کامل، ناقص و بعضا چندباره‏‌ کاری‏‌های نالازم. به‌هر ترتیب در دسترس بودن یک فهرست جامع از آثار برگردانده‌شده از مارکس در زبان فارسی راهنمای خوبی چه برای علاقه‏‌مندان به‌مطالعه‏‌ی مارکس به‌زبان فارسی، چه مترجمان، و چه پژوهش‌گران تاریخ و سیاست خواهد بود تا به‌واسطه‏‌ی آن بتوانند ضمن تلاش برای تقویت تواناییِ زبان فارسی در اندیشه‏‌ورزیِ انتقادی، از لابلای تاریخِ انتشار و ناشران و مترجمان این آثار به‌بازخوانی زمینه و زمان‌ه‏ایی بنشینند که اندیشه‏ به‌طور کلی و مارکسیسم به‌طور خاص در ایران بر بستر آن تکوین یافته‌است. این موردِ آخر رسالتی‏ست که در مقالاتی دیگر به‌زودی به آن خواهیم‌پرداخت.

تداوم خیزش دی‌ماه

تداوم خیزش دی‌ماه در آینه‌ی آمار


نوشته‌ی: تارا بهروزیان


آیا افزایش روزافزون کمیت اعتراضات و خودزایندگی آن‌ها می‌تواند منجر به جهشی کیفی در حرکت‌های اعتراضی ایران در ابعاد سرزمینی شود؟ کدام حوزه دارای ظرفیت لازم برای بدل شدن به حلقه‌ی اتصال و عنصر پیوندزننده‌ی اعتراضات و همگانی کردن آن است؟ آیا صرف سرایت سریع یک شعار از یک نقطه جغرافیایی به نقطه دیگر می‌تواند شاهدی بر آغاز حرکت به سمت مطالبات مشترک در جهت منافع مشترک باشد؟ آیا بحران‌های روزافزون حاکمیت و ناکارآمدی‌اش در پاسخ‌گویی به آن‌ها، در غیاب آگاهی سیاسی یا طبقاتی و یک خواست و برنامه‌ی سیاسی مشترک می‌تواند به فروپاشی یا تغییر حاکمیت بیانجامد؟ آیا در غیاب یک عنصر انسجام‌بخش، روند شتابان و تکرار فزاینده‌ی اعتراضات ممکن است به فرسایندگی و ناامیدی جنبش‌های اعتراضی و در نهایت از‌هم‌گسیختگی آن‌ها در برابر دستگاه سرکوب منتهی شود؟

از آگاهی کاذب تا انتزاع مادیت‌یافته


نوشته‌ی: یاشار دارالشفاء


هم فوکو و هم میلز، ایدئولوژی را صرفا در معنای سنت مارکسیسم ارتدوکس می‌فهمند و از همین رو ایرادات درستی را هم به چنین درک و تلقی‌ای وارد می‌آورند. اما همان‌طور که توضیح دادیم، اگر ایدئولوژی را انتزاعات مادیت یافته‌ای از پراتیک‏‌های اجتماعی، که خود را در قالب آگاهی فرد یا گروه به آن روابط متجلی می‌کند، درنظر بگیریم، آنگاه با موانعی که فوکو و میلز برشمردند مواجه نخواهیم شد. توضیح دادیم که «کذب» بودن ایدئولوژی به ناراست بودن گزاره‌هایی که پیش می‌کشد برنمی‌گردد، بلکه ناشی از آن است که خود را چون «آگاهی» می‌نمایاند، در حالی که اساسا یک «نظام مفهومی» نیست.

حجاب اجباری و زنان طبقه کارگر

نوشته‌ی: جلیل شُکری

هویت شیعی می‌‏بایست در سطح جامعه عینیت ویژه‌‏ای می‏‌یافت: از مناسبات حقوقی تا مناسبات فرهنگی، و از زندگی خصوصی افراد تا سپهر عمومی جامعه. جامعه باید یک جامعه اسلامی به‌نظر می‏‌رسید. مهمترین جلوه‏‌ی اسلامی‌بودن یک مملکت در بدو ورود برای هر ناظری در ظاهر افراد است؛ و از این منظر چه کسی شاخص‏‌تر از زنان؟ از منطق منتزع‌شده‏‌ی سرمایه قطعا خانه‏‌نشین کردن زنان و هژمونیک‌ شدن نقش مادری ـ همسری برای ایشان می‏‌تواند به‌عنوان یک ضرر بابت «صرف‏نظر کردن از نیروی کار ارزان» خوانش شود، اما از بعد اقتصاد سیاسی جمعیت می‏‌توان جور دیگری دید:

در کاپیتال سکوتی نیست

نوشته‌ی: کمال خسروی

در کاپیتال ناگفته بسیار است، اما سکوتی نیست؛ اگر جز این بود، شگفتی‌آور بود. انتظار این‌که در این کتاب همه‌ی آنچه پیرامون همه‌ی جوامع و همه‌ی اعصار گفتنی است، نوشته شده‌باشد، حتی در حوزه‌ی ویژه و محدود نقد اقتصاد سیاسی، انتظاری بی‌هوده و نابخردانه است. چگونه می‌توان از اثری که شالوده‌اش بر نقد، عینیت پراتیک، سرشت انتقادی و انقلابی پراتیک و بر تاریخیت دوران‌ها و برش‌های زمانی‌ـ‌مکانی زندگی اجتماعی انسان استوار است، انتظار داشت کتابی آسمانی و موعظه‌ای خطاب به رمّه‌ی امتی با ایمان باشد؟ چنین انتظار و ادعایی چیزی نیست جز بلاهت و خشک‌اندیشیِ مدعی و منتظرش